ميرزا حسن حسينى فسايى
419
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
هم در اين سال [ 987 ] : موكب همايون از دار السلطنه قزوين به دار السلطنه تبريز ، نزول اجلال فرمود « 1 » و خليل خان افشار حاكم كوهكيلويه را امير اردو قرار دادند . در اين سال [ 987 ] : جماعتى از امراى عراق ، از تركمان و تكلو هواخواه شاهزاده حمزه ميرزا شدند كه او را به سلطنت برداشته ، در سايه لواى او زندگى كنند و امراى خراسان ، از استاجلو و شاملو ، قرار سلطنت را براى شاهزاده عباس ميرزا دادند و به اين واسطه نفاقى در ميانهء امراى قزلباش افتاد « 2 » . [ وقايع فارس در روزگار شاه عباس ] هم در اين سال [ 987 ] : على قلى خان شاملو ، شاهزاده عالميان ، عباس ميرزا را به سلطنت برداشت و مرشد قلى سلطان استاجلو با على قلى خان موافقت كرده ، او را بر اريكه دارائى نشانيدند . و عيد نوروز سنه ئيلانئيل در روز پنجم ماه صفر سال 989 : اتفاق افتاد و پادشاه ممجد ، شاه سلطان محمد در موضع ميدان جنگ آذربايجان به عيش و عشرت گذرانيده « 3 » ، به جانب گرجستان ، نهضت فرمود و در قراباغ توقف نمود . هم در اين سال [ 989 ] : فرمان شرف صدور يافت كه على خان ذو القدر والى مملكت فارس و سپاه ذو القدر و بلوكات فارس در گنجه و قراباغ حاضر شوند و على خان امتثال نموده ، با لشكر بسيار و جمعيت بىشمار از شيراز به قصد سفر گرجستان بيرون آمده ، وارد دار المؤمنين قم گرديد و بيشتر آقايان ذو القدر كه حاكم بلوكات فارس بودند از او كناره كرده ، در بلدهء كاشان توقف نمودند و با اين وضع با سه چهار هزار سوار مكمل همراه او بودند و على خان براى رسيدن آقايان ذو القدر ، در قم توقف چند روزه فرمود ، بعد از ورود آنها قرعه مشاورت انداختند و با يكديگر عهد و پيمان نمودند و قرار بر مراجعت دادند و اردوى على خان و آقايان ذو القدر از بلدهء قم حركت كرده ، العود احمد گفته به ايلغار تمام رجوع به فارس نمودند و امت بيك سارو - شيخ ذو القدر يوزباشى كه منتظر ايالت مملكت فارس و لقب جليل خانى بود ، مقدمه نيامدن على خان ذو القدر والى فارس را به عنوان ياغيگرى و سركشى خاطرنشان نمود و بواسطه سفر خيالات او در عهدهء تعويق باقى بماند تا آنكه در ماه ذى الحجه همين سال [ 989 ] موكب همايون وارد دار السلطنه قزوين گرديد و امت بيك پيشكش و تقبل « 4 » بىاندازه خدمت اعتماد - الدوله ميرزا سلمان جابرى اصفهانى وزير ممالك محروسه سپرد و تمناى ايالت فارس را نمود ، چون بازگشت على خان والى فارس از بلدهء قم محمول بر تكبر و بىاعتنائى او به احكام شاهى كرده بودند ، به اندك توجهى از جانب اعتماد الدوله ، امت بيك به ايالت مملكت فارس و لقب خانى سرافراز گرديده او را امت خان سارو شيخ ذو القدر والى فارس گفتند و محمد باقر دواتدار اعتماد الدوله را وزير او قرار دادند و مير شاه مير مستوفى بقايا مأمور شد كه به شيراز رفته ، بقايا را از محل و مدعيان حكومت بلوكات دريافت كند و على خان ذو القدر را معزول نموده ، رجوع محاسبات او و آقايان ذو القدر را به مير شاهمير ، داشتند . و عيد نوروز سنه يونتئيل در روز شانزدهم ماه صفر 990 : اتفاق افتاد و پادشاه با عدل -
--> ( 1 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 255 . ( 2 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 276 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 228 . ( 3 ) . ر ك : عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 258 . ( 4 ) . در متن : ( نقبل ) .